هرچی تو ذهنم بیاد مینویسم
به شخصیتی دوست داشتم روز به روز دارم بیشتر نزدیک میشم . اون هم آدم متزلزلی نشون میده . به هر حال به قول یکی بادی به هر جهت . به قول یکی دیگه آدم نباید قلبشو کف دستش بگیره بگه اقا بفرما خانوم بفرما مال تو . خیلی از دوستان میگن برو بهش بگو میخوام باهم باشیم . اما شخصیت من این اجازه رو نمیده . نگذریم ... منم شماره ی یه پسر رو بیشتر نداشتم بهش اس ام اس دادم که استاد نمیاد به بچه ها بگو . تو همین گیر و دار گفتم شماره ی سمیه رو بده من استاد گفته یه چیزی بهش بگم . بعد دیدم جواب نداد . گفتم چی شد ؟ گفت حاجی من زنگ زدم به سمیه بهش گفتم به استاد زنگ بزنه بعد گفتم به تو چه ربطی داره عوضی و فلان .. بعد که دید اعصابم خورد شده زنگ زد گفت خندید گفت من اصلا شماره ی سمیه رو ندارم الکی گفتم . گفتم دارم برات دیگه هم ور ور نکن . بعد آمار گرفتم که سمیه نیومده دانشگاه و این یعنی بهش زنگ زده گفته دفعه ی اولشم نیست . رفته بودم انقلاب کتاب بخرم زنگ زدم گفتم شماره ی فلانی رو بده ببینم از کجا کتابو خریده گفت اس ام اس میکنم . بعد مدت طولانی زنگ زدم گفتم چی شد ؟ گفت حاجی من زنگ زدم میگه نمیدونه از کجا خریده . گفتم آخه مرتیکه عوضی مگه میدونی تو من چه کتابی میخوام اصلا به تو چه ؟ یه دفعه هم شماره ی استاد رو خواستم گفت ندارم . فرداش دیدم استاد بهش میگه تو چرا روزی یه بار به من اس ام اس میدی . حالا من با این آدم عوضی چی کار کنم ؟ آیا نباید به .. خوردن بیوفته ؟ با وقار . با شخصیت . آروم . پر بار . همیشه سکوت ... ........................................................................................................................... دوستت دارم . دوستت دارم و یکریز میبارم . در ترانه های باقیمانده در طعم سرد خاک .. بی پرنده ترین درختم . بی ستاره ترین آسمان .بی ستاره ترین ... دوستت دارم و میبارم بر لبان تو که آشیانه لبخند بود . آه پرنده پوش رنگین کمان من . گل گیسویت ماه نقره ای . رد ابرویت عصاره ی شب به من نگاه کن . به من نگاه کن با چشمی که کمین گاه آهوان است . به من نگاه کن . به من نگاه کن . آهسته تر از بوی گل با تو سخن میگویم . آرام تر از عطر شبنم و برگ .. به بوی تو آویخته ام امشب تنهاییم را گل ناز چقدر از تماشای تو خالی بودم . آه گل ناز دست خواهش کودکانه ام قد میکشد تا ساقه ات . گل ناز ..گل ناز .. گل ناز .... در آخرین شاخه ایستاده ای . عطر افسونگر . گل ناز .. هوای بارونی هم حال مارو یه جور دیگه کرد . خیلی خوشگل شده بود . شاید دارم به خودم دروغ میگم به قول یکی از دوستان . شاید هنوز به فکرشم . بگذریم ... دوست دارم بنویسم که عقده نشه . اما نمیدونم چی بنویسم . طعم سرد خاک به امید فردایی بهتر با ذهنی پر از خلا گذشته . چهارشنبه تظاهرات هم یادتون نره . میر حسین موسوی چون بدون هیچ دغدغه ای و مشکلی روزم رو سپری کردم و به هرچی که میخواستم رسیدم . اولین نفری که دیدم و اولین نفری که بهش سلام کردم و دوتامون از دیدن هم جا خوردیم و دست و پامونو گم کردیم ( یه ذره اغراق ) اون بود . سپس از محل سریعا متواری شدم . یک سوال درسی هم داشتم ازش که صلاح دیدم بهش رو ندم و سوال نکنم . پایان این مطلب و ادامه ی روزهای خوب و بهتر من . کم کم به اون شخصیتی که دوست دارم دارم میرسم . من خودمو کوچیک نمیکنم که برم بهش چیزی بگم و بهتر میبینم اگه گفتنی در کاره اون بگه . کسه خاصی نیست که من خودمو واسش بکشم . شاید یکی مثل همه . شاید نه حتما . دارم از قلبم میندازمش بیرون . نمیخوام اون نگاه ها و لبخند ها رو یادم بیارم . همه چیز خاطره میشه فقط بد یا خوبشو ما تعیین میکنیم . پس بدرود خاطرات خوب من . و دیگر هیچ ... ( گوته : کاری که میتوانی انجام دهی یا میاندیشی که میتوانی انجام دهی انجام بده در جسارت نبوغ واقتدار و اعجاز نهفته است ) پس من این جسارت رو میکنم و از قلبم بیرون میندازمش . شاید اعجازی در کار باشه ... یعنی بهتره از هفته ی پیش فردا دانشگاه و ... مطمئنم که روز خوبیه .. شایدم بارونی به نظرم .. ........................................................................................................... روز ابری بود . خوب بود . چند کلمه ای باهاش حرف زدم . کارشو براش درست کردم و ازم تشکر کرد . به خاطر اینکه نبینمش زود اومدم خونه و کلاس رو نموندم . چون وقتی میبینمش حواسم بدجور میره پیشش . بگذریم یا نه ؟ گوشیمو زدن . اما واسم مهم نبود. چون خیلیا دیگه بهم زنگ نمیزنن و من هم شماره ی خیلیا رو حفظ نبودم و از این بابت خوشحالم . امروز چشممون افتاد تو چشم همدیگه بهش سلام دادم جوابمو داد . تنها بود . دوستاش بهم سلام میکردن اما یه رفتار عجیبی داشتن به نظرم . آدم هر جایی که باشه بازم به نظر من میتونه خودشو بسازه و شروع تازه و خوبی رو در پیش بگیره . واقعا من نمیدونم باید رفتارم چجوری باشه . بگذریم اینجوری بنویسم که : خیانت از نگاه من نخواستنیه تمام دنیا و زنجیری که بهش وصلم یا در کما به خودم میگم گرفتاری ؟ اون کیه و من چیم . از دو خط بالا حق دارید اگه چیزی نفهمیده باشید . امشب داشتم برگه ها و خوابهایی که راجعبش دیده بودم و نوشته بودم رو میخوندم بعد از چند ماه . باز هم بگذریم چون این نیز : میگذرد غمی نیست .
| Design By : Night Skin |

